همسایهها از دویدن کودکان در منازل و ایجاد صداهای ناهنجار در ساختمان گله میکنند، از صدای ظرف شستن خانم همسایه در آشپزخانه، صدای بلند تلویزیون که آقای خانه عادت دارد ولوم آن را تا آخرین شماره بالا ببرد.از صدای رعد و برق، ارتعاش و لرزش موتورخانه، از صدای فروشندههای دورهگرد که از لای دیوارهای نازک و بیحفاظ درز پیدا میکند و روی اعصابشان راه میرود.کارشناسان میگویند دلیل این گله و شکایتها، کیفیت پایین ساختمانسازی و استفاده از امکانات و مصالح بیکیفیت است که موجب ایجاد آلودگی صوتی شده و همزمان امنیت و آرامش ساکنان ساختمانهای مسکونی را دچار مشکل کرده است.
الزامات یک ساختمان استاندارد
رئیس سابق گروه معماری سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور به ما میگوید: صدای محیطی در آپارتمانها، بهخصوص وقتی بهطور مداوم تکرار شود، میتواند روی کیفیت زندگی و سلامت روان ساکنان تأثیر زیادی بگذارد. برای اینکه یک ساختمان، استاندارد باشد و ساکنانش واقعاً احساس آرامش کنند، نباید فقط به ظاهر زیبا یا مصالح گرانقیمت اکتفا کرد؛ بلکه باید از همان مراحل طراحی و پیش از آغاز ساخت، روی «عایقبندی صوتی» تأکید شود.
دکتر طاهره نصر در ادامه به الزاماتی اشاره میکند که یک ساختمان استاندارد برای رسیدگی به این گلایهها باید آنها را رعایت کند.وی بیان میکند: نخستین مورد، عایقبندی کف و سقف (جلوگیری از صدای ضربهای) است.بسیاری از صداها ازجمله دویدن کودکان یا جابهجایی صندلی از نوع صدای ضربهای هستند. بنابراین با اقداماتی میتوان این صداها را کنترل کرد.«لایه زیرسازی کف» یکی از این اقدامات است؛ به این معنا که در ساختمانهای استاندارد، میان دال سقف و کفپوش نهایی (پارکت یا سرامیک)، یک لایه ضربهگیر مثل کفهای شناور یا لایههای فوم فشارسنج قرار میگیرد تا ارتعاشات مستقیم به سقف واحد پایین منتقل نشود.
«ضخامت دالها» هم در کاهش صدا نقش دارد. استفاده از دالهای بتنی با ضخامت استاندارد و اجرای صحیح بتنریزی، انتقال صدا را کاهش میدهد.نصر در ادامه به الزام عایقبندی دیوارهای مشترک با هدف جلوگیری از صدای هوایی نیز اشاره میکند و میافزاید: از آنجا که شنیده شدن صدای صحبت همسایهها مربوط به صدای هوایی است، با چند راهکار میتوان این صداها را کنترل کرد.
یکی از این راهکارها استفاده از دیوارهای دوجداره یا عایقدار است؛ دیوارهایی که میان دو واحد قرار دارند باید دارای لایههای عایق مثل پشمشیشه یا پلیاستایرن باشند یا از مصالحی استفاده شود که ضریب جذب صدای بالایی داشته باشد.موضوع دیگر جدا کردن سازههای غیرباربر است. در استانداردهای پیشرفته، دیوارهای داخلی بهگونهای ساخته میشوند که مستقیماً به اسکلت اصلی متصل نباشند تا لرزشها منتقل نشود.
وی از مدیریت تجهیزات مکانیکی مثل موتورخانه و آسانسور به عنوان راهکار دیگر در این خصوص نام میبرد و اضافه میکند: از آنجا که صدای موتورخانه و آسانسور معمولاً به صورت لرزش در کل سازه پخش میشود، با چند اقدام میتوان در این زمینه کنترل صوتی انجام داد.
یکی از این اقدامات استفاده از پدهای لرزهگیر است؛ موتورها و پمپها باید روی پدهای لاستیکی یا فنرهای مخصوص قرار بگیرند تا لرزش آنها به بدنه ساختمان منتقل نشود.اتاق موتور را هم باید عایقبندی کرد؛ دیوارهای اتاق موتورخانه باید با متریالهای آکوستیک پوشانده شوند تا صدای محیطی خارج نشود.علاوه بر این میتوان از فناوریهای کمصدا مثل آسانسورهای مدرن با موتورهای بیصدا و روان استفاده کرد.استادتمام شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز به ضرورت کنترل نقاط حساس مثل پارکینگ و درها اشاره میکند و میگوید: باز و بسته شدن درهای پارکینگ یا صدای تردد در راهروها بسیار آزاردهنده است، با اینحال با چند کار میتوان این صداها را کنترل کرد.برای مثال میتوان از درهای ورودی با لاستیکهای دورقاب برای جلوگیری از نفوذ صدا از راهرو به داخل واحد استفاده کرد.استفاده از درهای ریلی یا اتوماتیک نرم میتواند به کاهش صدا کمک کند، بهویژه در پارکینگها، با استفاده از سیستمهای بازشونده آرام برای جلوگیری از صدای کوبیده شدن درها.
وی با اشاره به اهمیت طراحی پلان و توزیع فضا در این خصوص اظهار میکند: زونبندی در این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ در یک طراحی هوشمندانه، اتاقهای خواب که نیاز به سکوت دارند در نقاطی قرار میگیرند که با سرویسهای بهداشتی یا آشپزخانه واحدهای مجاور همسایه نباشند.
سکوت؛ حق اساسی ساکنان ساختمان
در نهایت میتوان گفت یک ساختمان زمانی استاندارد است که سکوت را به عنوان یکی از حقوق اساسی ساکنان در نظر بگیرد. ترکیب «عایقهای جذبکننده»، «جداکنندههای ارتعاشی» و «طراحی درست پلان» در ایجاد آرامش ساکنان و آسایش صوتی بسیار مؤثر است.
این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه عایقبندی صوتی در دیوارها، سقف، کف، پنجرهها و تأسیسات ساختمان چه جایگاهی در این الزامات دارد و آیا امروز به اندازه کافی به آن توجه میشود، عنوان میکند: بدون اجرای دقیق عایقبندی در هر یک از این بخشها، تمام ادعاهای مربوط به آرامش در یک ساختمان بلاتکلیف خواهد بود.
برای این منظور باید به جایگاه عایقبندی در بخشهای مختلف ساختمان توجه داشت. عایقبندی صوتی دیوارها به عنوان حفظ حریم خصوصی ساکنان، عایقبندی کف و سقف ساختمان به عنوان کنترل صوتی لرزش و ضربه، عایقبندی صوتی پنجرهها به عنوان کنترل صوتی بین خانه و دنیای شلوغ بیرون و عایقبندی تأسیسات برای کنترل صدای مکانیکی بسیار مهم است.
نامرئیها دیده نمیشوند
عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان فارس در پاسخ به این پرسش که چرا امروز به اندازه کافی به این موضوعات توجه نمیشود، میگوید: دلایل آن را میتوان در چند مورد خلاصه کرد؛ دلیل نخست مربوط به سرمایهگذاری روی «نمای بیرونی» به جای «کیفیت داخلی» است؛ چون بسیاری از سازندگان ترجیح میدهند هزینه را صرف سنگهای گرانقیمت نما یا دکوراسیونهای چشمنواز کنند، به دلیل آنکه این موارد در هنگام خرید یا اجاره، توسط مشتری دیده میشوند. اما عایقبندی صوتی «نامرئی» است و مشتری تا زمانی که در خانه ساکن نشود و صدای همسایه را نشنود، متوجه نبود آن نمیشود.
از سوی دیگر عایقبندی استاندارد، هزینههای اجرای پروژه را کمی افزایش میدهد. در بازارهایی که سود سازنده براساس سرعت ساخت و کاهش هزینه است، عایقبندی معمولاً نخستین موردی است که در فهرست حذفیات قرار میگیرد یا به صورت غیرحرفهای و ناقص اجرا میشود.
همچنین نبود نظارت دقیق بر استانداردهای صوتی مسئله بسیار مهمی است. در حالی که نظارت بر استحکام سازه (ضد زلزله) بسیار سختگیرانه است، نظارت بر «استانداردهای آکوستیک» در بسیاری از شهرها یا در سطح نظارتهای شهرداری/ساختمانی، اولویت نخست نیست و اغلب به دست خود سازنده سپرده میشود.
وی در پاسخ به اینکه آیا مقررات فعلی ساختمانسازی، سازندگان را به رعایت این استانداردها ملزم کرده است، بیان میکند: در پاسخ به این پرسش باید نگاهی واقعبینانه به توازن میان «قوانین روی کاغذ» و «عملکرد در میدان» داشت. بهطور کلی میتوان گفت در ایران، با یک خلأ اجرایی و نظارتی شدید روبهرو هستیم، هرچند چارچوبهای قانونی کلی وجود دارند.
از یک طرف شاهد وضعیت مقررات هستیم که بسیاری از آنها فقط روی کاغذ میمانند. مثلاً در مقررات ملی ساختمان ایران، به مباحث عایقبندی بهویژه عایقهای حرارتی و صوتی اشاره شده است. استانداردهایی برای ضخامت دیوارها و استفاده از متریالهای خاص وجود دارد. اما مشکل اینجاست که این مقررات اغلب به صورت کلی باقی مانده و جزئیات فنی دقیقی که سازنده را مجبور به اجرای آکوستیک پیشرفته کند، ندارند و تستهای صوتی که باید در پایان ساخت ساختمان صورت بگیرد تا جواز بهرهبرداری صادر شود وجود ندارد.
از طرف دیگر تعریف دقیق آرامش به عنوان یک حق قانونی صورت نگرفته است. در قراردادهای خرید و فروش ملک، معمولاً متراژ، مصالح کف و نوع نما ذکر میشود، اما سطح صوتی ذکر نمیشود. بنابراین، خریدار ابزاری قانونی برای شکایت از صدای همسایه در زمان تحویل ملک ندارد، مگر اینکه بتواند ثابت کند تخلفی از نقشههای مصوب صورت گرفته است.
ساختمان یا جعبه تقویتکننده صدا؟
نصر ادامه میدهد: وقتی الزامات عایقبندی صوتی نادیده گرفته شوند، ساختمان از یک مأمن امن و آرام به یک «جعبه تقویتکننده صدا» تبدیل میشود. این موضوع صرفاً یک مشکل فنی نیست، بحرانی در کیفیت زندگی است که بهطور چشمگیری بر سلامت روان و روابط اجتماعی افراد تأثیرگذار خواهد بود. از تأثیراتی که بر کیفیت زندگی ساکنان میتوان شاهد بود باید به اختلال در خواب و استراحت به دلیل شنیدن صدای دویدن کودکان یا جابهجایی وسایل در طبقات بالا اشاره کرد که البته کمخوابی مزمن منجر به تحریکپذیری، کاهش تمرکز و خستگی مفرط در محیط کار میشود. همچنین استرس مزمن و اضطراب را باید از دیگر تأثیرات کاهش کیفیت زندگی ناشی از آلودگی صوتی دانست. شنیدن مداوم صداهای ناخواسته، سیستم عصبی را در حالت هشدار نگه میدارد. فرد به جای آرامش، مدام منتظر شنیدن صدای بعدی است که این وضعیت در درازمدت منجر به اضطراب و حتی افسردگی میشود.
از سوی دیگر از دست رفتن حریم خصوصی هم از نتایج کاهش کیفیت زندگی است. بهطور مثال میتوان به شنیده شدن صحبتهای خصوصی توسط همسایگان اشاره کرد. بنابراین موضوع نادیده گرفتن حریم صوتی دارای پیامدهای اجتماعی نیز خواهد بود که بر روابط همسایگی تأثیر خواهد داشت.
رعایت نکردن استانداردها و الزامات صوتی، به شکل «استرس، دعواهای همسایگی و کاهش کیفیت زندگی» به ساکنان منتقل شده است. ساختمانی که عایق صوتی ندارد، درواقع یک محیط استرسزاست که در آن «حق داشتن سکوت و آرامش ساکنان» قربانی «سود سازنده» شده است.
برای آنکه ساختمانهای آینده واقعاً آرامش ساکنان را تأمین کنند، مهمترین اقدامی که باید در قوانین یا فرایند ساختوساز انجام شود چیست؟
طاهره نصر در پاسخ به این پرسش میگوید: به نظر من باید دیدگاه توصیه را به دیدگاه الزام تغییر داد. مهمترین و کلیدیترین اقدام، «تغییر جایگاه عایقبندی صوتی از یک گزینه به یک پیششرط برای دریافت پایانکار» است.درواقع باید سیستمی طراحی شود که در آن «تأییدیه آکوستیک» دقیقاً مانند «تأییدیه ضدزلزله» یا «تأییدیه آتشنشانی» باشد. در این راستا میتوان به اجباری کردن تست پذیرش صوتی در بخشهای مختلف ساختمان توجه داشت و در پایان ساخت و پیش از صدور جواز بهرهبرداری (پایانکار) یک تیم متخصص یا شرکت بازرسی با تجهیزات دقیق، تستهای مربوط به تست صدای هوایی (مانند خواندن متن یا پخش موسیقی در یک واحد و اندازهگیری میزان نفوذ آن به واحد مجاور)، تست صدای ضربهای (مانند ایجاد ضربات استاندارد در کف و اندازهگیری صدای شنیده شده در واحد پایین) و تست تأسیسات (مانند بررسی میزان صدای حاصل از لولههای فاضلاب و موتورخانه) را انجام دهد. اگر از حد مجاز دسیبل بالاتر بود، پایانکار صادر نشود و سازنده ملزم به اصلاح شود.
همچنین میتوان شفافسازی گواهینامه صوتی در اسناد ملک را هم مدنظر قرار داد و همانطور که در سند ملک، متراژ و مشاعات ذکر میشود «کلاس صوتی» ساختمان نیز درج شود. وقتی خریدار بداند این ساختمان دارای «گواهینامه سکوت درجه A» است، این موضوع به یک «ارزش اقتصادی» تبدیل میشود. در این حالت، سازنده متوجه میشود سرمایهگذاری روی عایقبندی، نه یک هزینه اضافی، بلکه یک روش برای افزایش قیمت ملک است.





نظر شما